الگوی نبوی و صادقی در اصلاح امور و مدیریت بحران ها

به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو استاد سطوح عالی حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه تاریخ تمدن اسلامی در دو برهه حساس و تعیین کننده با نقاط عطفی رو به رو شد که سرنوشت معرفتی، اجتماعی و سیاسی امت اسلامی را دگرگون ساخت: 1- دوره تأسیس و تکوین: با رسالت حضرت خاتم الانبیاء، محمد مصطفی(ص) که مأموریت انتقال جامعه از «جاهلیت ساختاری، قبیله ای و معرفتی» به «نظام مدنی مبتنی بر توحید و عقلانیت» را بر عهده داشت.

به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو استاد سطوح عالی حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه

تاریخ تمدن اسلامی در دو برهه حساس و تعیین کننده با نقاط عطفی رو به رو شد که سرنوشت معرفتی، اجتماعی و سیاسی امت اسلامی را دگرگون ساخت:

1- دوره تأسیس و تکوین: با رسالت حضرت خاتم الانبیاء، محمد مصطفی(ص) که مأموریت انتقال جامعه از «جاهلیت ساختاری، قبیله ای و معرفتی» به «نظام مدنی مبتنی بر توحید و عقلانیت» را بر عهده داشت.

2- دوره گذار، تثبیت و بازسازی معرفتی: در عصر امام جعفر صادق(ع)(نیمه نخست سده دوم هجری) که مصادف با فروپاشی خلافت اموی، ظهور عباسیان، آشوب های خونین سیاسی وقیام های مختلف و تهاجم بی سابقه مکاتب فکری و الحادی بیگانه بود.

مطالعه تطبیقی و تحلیلی سیره این دو شخصیت تاریخ ساز، فراتر از نگاه صِرف نقلی، متضمن کشف «قواعد حاکم بر اصلاح امور و گذار از بحران ها» است. در دورانی که جوامع با بحران های چند بعدی(معرفتی، اقتصادی، سیاسی، نهادی و سرمایهٔ اجتماعی) دست به گریبان می شوند، بازخوانی این دو الگوی راهبردی، درس ها و سازوکار های بنیادینی را برای خروج از بن بست ها و مهندسی مجدد جامعه در اختیار مصلحان و نخبگان قرار می دهد.

درس های اصلاحی و راهبرد های پیامبر اعظم(ص) در تأسیس و مدیریت بحران

سیره نبوی در مدینه و مکه صرفاً یک کنش تبلیغی نبود، بلکه مدلی جامع از جامعه پردازی در اوج تهدید ها و تضاد های هویتی به شمار می رفت.

1- اصلاح الگو ها: تغییر زیرساخت های معرفتی و گفتمانی؛ پیش از هرگونه اصلاح اقتصادی یا سیاسی، پیامبر(ص) به «انقلاب در مفاهیم» دست زد:

2- جایگزینی «کرامت و تقوا» با «عصبیت قبیله ای»: در جامعه ای که ارزش فرد به تبار و تیغ بود، پیامبر با محوریت آیه «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» تعریف جدیدی از انسان و شایستگی ارائه داد.

3- تقدس زدایی از خرافات و عقلانی سازی زیست: در ماجرای کسوف هم زمان با فوت فرزندش ابراهیم، پیامبر با قاطعیت در برابر توجیهات خرافی ایستاد و فرمود: «خورشید و ماه برای مرگ یا زندگی کسی نمی گیرند» تا نشان دهد بحران های عاطفی و سیاسی نباید به توجیهات غیرعقلانی آلوده شوند.

4- حقوق مداری و میثاق گرایی در تکثر اجتماعی(پیمان مدینه)

نخستین بحران پیامبر در ورود به یثرب، ناهمگونی بافت جمعیتی(اوس، خزرج، قبایل یهود و نومسلمانان مهاجر) بود.

منشور مدینه: پیامبر(ص) با تدوین این منشور، مفهومی نوین از «امت واحده» را پایه ریزی کرد که در آن حتی غیرمسلمانان بر اساس اصل شهروندی و پیمان مشترک، دارای حقوق و تکالیف برابر امنیتی و دفاعی شدند.

درس اصلاحی: عبور از بحران های چندپارچگی قومی و اجتماعی تنها با قرارداد اجتماعی شفاف، قانون مداری و رعایت حقوق متقابل همه گروه ها میسر است.

5- سرمایه سازی اجتماعی و ترمیم شکاف ها(عقد مؤاخات)

بحران مهاجرت و فقر گسترده مهاجران مکه، ساختار اقتصادی یثرب را در آستانهٔ سقوط قرار می داد.

پیوند برادری: پیامبر با پیوند زدن یک مهاجر با یک انصاری، نه فقط بار مالی را توزیع کرد، بلکه کینه های دیرینه میان قبایل را به پیوند های عمیق عاطفی-ایمانی تبدیل نمود.

درس اصلاحی: بحران های اقتصادی و معیشتی بدون «ترمیم سرمایه اجتماعی و حس همبستگی ملی» به شورش و فروپاشی می انجامد.

6- دیپلماسی واقع گرایانه و انعطاف راهبردی(صلح حدیبیه)

صلح حدیبیه نمونه اعلای ترجیح منافع کلان بر تعصبات تاکتیکی است:

پذیرش شروط به ظاهر سخت گیرانه قریش برای دستیابی به هدف بنیادینِ «رسمیت یافتن دیپلماتیک و ایجاد فضای امن برای گفت و گو»

با مهار زبان شمشیر، زمینه برای فتح قلوب و پیروزی های بعدی(فتح بدون خونریزی مکه) فراهم شد.

درس اصلاحی: مصلح نباید اسیر شعار های تندروانه و هیجانات بدنه خود شود؛ گاهی عقب نشینی تاکتیکی برای پیشروی راهبردی الزامی است.

7- مردم سالاری مشورتی و شایسته سالاری مدیریتی

مشورت با یاران در جنگ های احد، خندق و بدر، با اینکه پیامبر متصل به وحی بود، جایگاه «عقل جمعی» را تثبیت کرد.

واگذاری فرماندهی و مدیریت ها بر اساس تخصص و شایستگی، نه سن و جایگاه قبیله ای(نظیر انتصاب اسامة بن زید جوان به فرماندهی سپاه یا عتاب بن اسید برای امارت مکه).

درس های اصلاحی و راهبرد های امام صادق(ع) در دوره گذار و هجوم امواج فکری

عصر امام صادق(ع) از83 تا 148 هـ. ق؛ دوران گذار قدرت میان دو سلسله نامشروع و خونریز اموی و عباسی و انفجار ترجمه آثار یونانی، مانوی، زرتشتی، هندی و ظهور مکاتب انحرافی(غلات، خوارج، مرجئه، معتزله و ملحدان) بود؛ استراتژی امام، نجات تمدن اسلامی از انحطاط درونی بود.

1- تقدم اصلاحات معرفتی بر تحرکات نافرجام سیاسی

زمانی که بنی عباس با شعار فریبنده «الرضا من آل محمد» و ابومسلم خراسانی شمشیر ها را برکشیده بودند، امام صادق(ع) دعوت به قیام مسلحانه ناپخته را رد کردند.

تحلیل امام: جامعه ای که هنوز از نظر اندیشه، اخلاق و فقه به بلوغ نرسیده، هر حکومتی را بازتولیدکنندهٔ استبداد قبلی خواهد کرد.

نامه های ابومسلم سوزانده شد تا نشان داده شود که «اصلاح ساختاری باید از ریشه و آگاهی عمومی آغاز شود، نه با کودتا و موج سواری بر خشم مردم».

2- مرجعیت سازی علمی و تأسیس نهاد دانشگاهی

امام صادق(ع) از خلأ قدرت برای تأسیس یک نهاد آموزشی بزرگ با بیش از 4 هزار دانشجو بهره برد:

تنوع رشته ها: از فقه و تفسیر و کلام تا شیمی(توسط جابر بن حیان)، طب، نجوم و ادبیات.

فراگیری روش و دانشگاه امام صادق(ع) و تساهل مذهبی: شاگردیِ پیشوایان اهل سنت مانند ابوحنیفه و مالک بن انس در محضر امام، نشان دهنده مرجعیت علمی فراجناحی ایشان بود. جملات تاریخی مالک(«ما رأت عینٌ… أفضل من جعفر بن محمد») گواه این جایگاه است.

درس اصلاحی: جوامع بحران زده زمانی نجات می یابند که تولید فکر، پژوهش اصیل و نهاد های علمی از منازعات سیاسی جدا شده و به محور توسعه بدل شوند.

3- فرهنگ گفت و گو، مناظره علمی و مدارا با دگراندیشان

عصر امام، جولانگاه مادی گرایان و ملحدانی، چون «ابن ابی العوجاء»، «ابن مقفع» و «دیصانی» بود.

شیوه برخورد امام: به جای طرد، تکفیر، یا استفاده از خشونت، ساعت ها در کنار کعبه به استدلال های ملحدان با آرامش و منطق استوار گوش می داد و سپس به نقد برهان های آنان می پرداخت.

ابن ابی العوجاء خود اعتراف می کرد: «او سخنان ما را بدون خشم می شنود و با کمترین کلمات و عمیق ترین استدلال ها پاسخ می دهد».

درس اصلاحی: مقابله با تهاجم فرهنگی و بحران های هویتی، نه با سانسور و خشونت، بلکه با «تقویت عقلانیت انتقادی، آزادی بیان علمی و ارتقای سطح برهان» ممکن است.

4- نهادسازی در سایه: سازمان وکالت و استقلال مالی

امام صادق(ع) با ساماندهی «شبکه وکلا» در سراسر قلمرو اسلامی:

ارتباط تشکیلاتی میان شیعیان و بدنه جامعه را بدون حساسیت برانگیزی سیاسی حفظ کرد.

با سازماندهی امور مالیاتی و خیریه، یک سیستم تأمین اجتماعی مستقل از دربار خلیفه برای حمایت از نیازمندان و نخبگان پدید آورد.

درس اصلاحی: استقلال نهاد های مدنی و اقتصادی از دولت های ناکارآمد، شرط بقا و بالندگی یک جامعه در بحران های فروپاشی است.

جدول تطبیقی الگوی زیستی و مدیریتی پیامبر(ص) و امام صادق(ع)

شاخصه راهبردی رویکرد پیامبر اعظم(ص) رویکرد امام صادق(ع) پیام برای عصر حاضر مواجهه با تکثر اجتماعی منشور مدینه و به رسمیت شناختن هویت های متکثر تربیت شاگردان از تمام مذاهب و ادیان، مناظره باز لزوم پلورالیسم قاعده مند و کرامت همگانی مواجهه با بحران اقتصادی عقد اخوت و توسعه زیرساخت های انفاق و وقف تأسیس شبکه مالی مستقل و نهاد وکالت تقویت نهادهای خیریه مردمی و عدالت توزیعی مواجهه با تهدیدات سیاسی صلح حدیبیه، مدارا و عفو عمومی در فتح مکه دوری از موج های انحرافی و تمرکز بر کادرسازی ترجیح عقلانیت و ثبات بر هیجان زدگی توسعه علمی و دانشی آزادی اسیران در ازای سوادآموزی به مسلمین تأسیس شبکه 4000 نفری از شاگردان در رشته های متنوع علم و فناوری به مثابه پیش ران اصلی تمدن فرهنگ نقد و مدارا گوش دادن به نظرات مخالفین و اعراب بادیه نشین آزادی بحث های الحادی و پاسخ گویی بدون تکفیر برچیدن فرهنگ تکفیر، خشونت کلامی و حذف

نقشه راه اصلاحات و گذر از بحران ها براساس تلفیق دو سیره

برای هر مصلح، مدیر و جامعه ای که با بحران های ساختاری دست وپنجه نرم می کند، این دو مکتب یک الگوی 5 مرحله ای ارائه می دهند:

1- اولویت بخشی به عقلانیت و اخلاق بر هیاهوی زمانه

2- تدوین قرارداد اجتماعی عادلانه و رفع تبعیض

3- سرمایه گذاری بی وقفه در آموزش، پژوهش و فناوری

4- جایگزینی خشونت با مناظره و دیپلماسی منعطف

5- نهادسازی پایدار و تقویت جامعه مدنی

پرهیز از اقدامات صوری؛ آغاز تحول بنیادین معرفتی

اصلاح جامعه تا زمانی که در ذهن و زبان نخبگان و توده ها دگرگون نشود، پایدار نخواهد ماند. همان گونه که امام صادق(ع) به جای تسخیر دارالخلافه، دارالعلم برپا کرد، پروژه های اصلاحی باید روی نهاد های آموزشی، پژوهشی و رفع جهل ساختاری متمرکز شوند.

مدارا و رواداری در ساختار اجتماعی

تمام سیره رسول خدا(ص) لبریز از مدارا در تمام دوران نبوت است؛ مشی و منش حضرت از آغاز اینگونه بود، هیچ جامعه ای با برچسب زنی، طرد و حذف منتقدان از بحران خارج نشده است. حلم نبوی در برابر مخالفان و کرسی های آزاداندیشی امام صادق(ع) با ملحدان، راهکار مقابله با گسست های اجتماعی و دوقطبی سازی های مخرب است.

شایسته سالاری در برابر باند وطایفه و حزب گرایی و رانت

رسول الله(ص) ارزش های اشرافی قریش را در هم شکست و امام صادق(ع) ملاک برتری را تقوا و علم قرار داد. خروج از بحران های اقتصادی و مدیریتی مستلزم برچیدن ساختار های رانتی و سپردن امور به متخصصان، بدون در نظر گرفتن پیوند های جناحی است.

صلح طلبی فعال و مصلحت سنجی خردمندانه

سیره نبوی در حدیبیه و سیره صادقی در تعامل با جریانات زمانه نشان می دهد که سرسختی بی جا و قداست بخشیدن به ابزارها، جوامع را به ورطه نابودی می برد. مصلحت کلان امت و حفظ کرامت و معیشت انسان ها بر هر ایده های سلیقه ای ارجحیت دارد.

سخن پایانی و نتیجه

سیره پیامبر اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) دو نیم مکمل از یک پروژه عظیم تمدنی هستند: یکی «معماری و تأسیس نظام اجتماعی» و دیگری «احیا، صیانت و بازسازی مغزافزار تمدن در عصر انحراف».
درس پایانی این دو سرمشق برای عبور از هر بحرانی چنین است: «هیچ ساختاری بدون بازسازی اخلاقی و معرفتی پایدار نمی ماند؛ هیچ دانشی بدون آزادی اندیشه و گفت و گو رشد نمی کند و هیچ اصلاحی بدون مدارا، شایسته سالاری و عدالت اجتماعی به پیروزی نخواهد رسید.»

انتهای پیام

نظرات

captcha